« ولو اَنَّ اهل القری امنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات ٍ مِنَ السَّماءِ والارض و لکن کذَّّّّّّّّّّّّّّّّبوا فاخذناهم بما کانوا یکسبون » اگر مردم شهرها ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند برکات آسمانها و زمین را بر آنها می گشائیم ولی تکذیب نمودند پس آنها را به واسطه آنچه بدست آوردند گرفتارشان کردیم .

مفهوم آیه بالا تا حدودی روشن است . خداوند شرط اینکه درهای آسمان را به روی بندگانش باز گذارد و آنها به خوبی ارتزاق نمایند و غرق در نعمتهای مادی ومعنوی شوند ، این دانسته است که دو صفت ایمان و تقوا در آنها باشد . در ائامه آیه نافرمانی انسانها و تکذیب آیات الهی را عامل گرفتاری آنها میداند . شاید از نظر ما انسانها که با دید ظاهر وبر اساس آنچه موجود است به قضاوت مینشینیم ابهاماتی در مفهوم این آیه باشد وشاید کسی از خودش بپرسد یعنی آنان که ایمان ندارند و تقوا پیشه نمی کنند همه دچار عذاب الهی شده واز برکات زمین و آسمان محروم اند .پاسخ این سوال در عین سادگی پیچیدگی خاص خودش را دارد .قاعده ای عقلی وجود دارد با این عنوان که « اثبات شیء نفی ما عدا نمی کند » مفهوم این قاعده شاید در قالب مثالی ساده تر فهمیده شود .اگر در میان چند نفر بگوئیم علی پسر خوبی است این جمله از نظر عقلی فقط خوب بودن را برای علی ثابت می کند ونه بد بودن بقیه از آن دریافت می شود ونه حتی بهتر بودن علی نسبت به بقیه .با این توضیح به سراغ آیه می رویم . در آیه خداوند گشایش برکات آسمان و زمین را وابسته به ایمان و تقوا می داند این موضوع ثابت نمی کند که اگر کسی ایمان وتقوا نداشت حتماً دچار عذاب می شود بلکه ممکن است کسی ایمان و تقوا نداشته باشد اما به واسطه ی صفات دیگری ویا حتی فقط به خاطر رحمان بودن خدا "رحمت عام خدا که شامل همه موجودات در این دنیا می شود" ، از مواهب دنیا بهره مند شود . در واقع آیه می خواهد قطعی بودن این موضوع را که ایمان وتقوا باعث رونق زندگی مادی ومعنوی انسانها می شود ، یاد آور شود و به انسان بفهماند که چنانچه فرامین الهی را گردن نهد مشمول رحمت عام وخاص خدا می شود . مطلب دیگر در آیه مفهوم کلمه برکت است اگر از بحث لغت آن بگذریم برکت اصطلاحاً مفهومی است که کیفیت را بیشتر می رساند تا کمیت . مبارک بودن یک چیز یعنی اینکه صرف نظر از کم یا زیاد بودن آن در هر حال نیاز انسان را برطرف می کند واین طور نیست که لزوماً فراوان باشد و چه بسا نعمتهایی که به بعضی انسانها داده می شود و در عین حالیکه کم هستند اما انسان با داشتن آنها در آن زمینه هیچ نیازی ندارد " شاید ماجرای غذایی که پیامبر در یوم الدار برای مهمانانش درست کرد و در عین کم بودن همه را سیر کرد و از آن هم باقی ماند ، مفهوم برکت را به خوبی توضیح دهد " . در پایان آیه هم یک موضوع قابل ذکر است و آن اینکه خداوند علت کم شدن روزی بشر یا گرفتاریهای دنیوی از قبیل قحطی ،خشکسالی و غیره را تکذیب آیاتن الهی می داند اینجا باز همان شبهه اول مطرح است که آیا همه کسانی که اقدام به تکذیب آیات الهی می نمایند دچار این مشکل می شوند که باز پاسخ روشن است وممکن است این عذاب در دنیا گریبانگیر کسی نشود اما در روز جزا دچار دچار غذاب الهی شوند . آنچه در آیات قران لازم است انسان به آن توجه نماید این است که آیات قران مفاهیم گسترده ای دارند و نباید برداشتهای انحصاری یا محدود به موضوع خاص از آنها نمود و آن را تنها معنا ومفهوم آیه معرفی کرد . اصلا یکی از جنبه های اعجاز قران این است که جملات واحد برای افراد مختلف معانی خاص خود را دارند و همه در حد فهم خود از آن آیات چیزی را می فهمند . در پایان لازم است کمی به خود بیائیم و وضعیت امروز طبیعت و مشکلات ناشی از خشکسالی و کم آبی را در ذهن مرور کنیم و به این هم فکر کنیم که آیا راه حل خداوند راه حل مناسبی برای حل این مشکل نیست . آری اگر در میان ما درصد قابل توجهی راه درست را در پیش گیرند وبه فرموده قران ایمان آورند و تقوا پیشه کنند آن وقت است که می توانیم شاهد حل این مشکلات باشیم . خدایا ما را توفیق ده که شاکر نعمتهایت باشیم و به ما ایمان و تقوائی عنایت فرما تا بهره مند از برکات آسمان و زمین شویم