عاشقان عیدتان مبارک
امشب كه گل ستاره چيدن دارد / در سينه دلم شوق پريدن دارد
اي خواب ميا به ديده من كامشب / خورشيد كنار ماه ديدن دارد

میلاد دو نور از انوار الهی که روشنی بخش گستره هستی اند و موجب خلقت افلاک در ماه ربیع بهار دلهای مومنان را دو چندان کرده است میلاد مخاطب لولاک ، فخر کائنات ،نگین درخشان هستی ،صاحب خلق عظیم ، ختم المرسلین و ولادت هشتمین گوهر تابناک آسمان عصمت ، ششمین نور درخشان امامت و ولایت ، سلاله پاک رسول رحمت بر همه ی شیفتگان ، دوستداران ، عاشقان و پیروان راستین طریق هدایت مبارک باد . شاید سخن گفتن از کسانی که نماد عظمت و الگو و اسوه ی خلقت و صاحب وجودی سراسر نور و حکمت هستند بسیار سخت و یا حتی غیر ممکن باشد ولی اگر بخواهیم وصف این همه عظمت را از زبان کسی که خود نیز در این جایگاست و شعاعی دیگر از آن نور واحد است به نگارش در آوریم شاید بتوان به نوعی گوشه ای از مجد و شرافت آنها را بیان کرد . بر همین اساس وصف پیامبر مهربانی و رحمت را از زبان بزرگ شاگرد مکتبش ، طلایه دار رسالتش و اول مومن به حضرتش یعنی امیر بیان امام علی (ع) می آوریم شاید به برکت وجود آنها و به یمن توسل به ساحت مقدسشان مانیز توشه ای و بهره ای را برای راهمان آماده کنیم .
****************************************** ***********************
شهادت مى دهم كه محمد (صلى اللّه عليه و آله ) بنده او و پيامبر اوست كه او را فرستاد با آيينى چون آفتاب تابنده ، پرآوازه و دانشى برتر و كتابى نوشته شده و فروغى تابان و پرتوى درخشان و فرمانى قاطع تا حق از باطل بازشناساند؛ و زنگ شبهت از دلها بزدايد. محمد (صلى اللّه عليه و آله ) براى اثبات پيامبرى خويش حجتها آورد و مردمان را با آيات كتاب خود بيم داد و با ذكر عقوبتها و كيفرها كه بر امتهاى پيشين رفته بود، بترسانيد « خطبه دوم»
********************************************************************************
او را هنگامى به رسالت فرستاد كه در جهان رسولانى نبودند . زمانى دراز بود كه مردم به خواب رفته بودند . فتنه ها سربرداشته و كارها نابسامان بود . آتش جنگها شعله مىكشيد ، روشنايى از جهان رخت بربسته و فريب و نادرستى آشكار گرديده بود . جهان به باغى مىمانست كه برگ درختانش به زردى گراييده بود و كس از آن اميد ثمرهاى نداشت . آبش فروكش كرده بود . پرچمهاى هدايت كهنه و فرسوده گشته و رايات ضلالت پديدار شده بود . دنيا در آن روزگاران بر مردمش چهره دژم كرده بود و بر خواستاران خود ترشروى گشته بود . ميوهاش فتنه بود و طعامش مردار . در درون وحشت نهفته داشت و از برون شمشير ستم آخته. «خطبه 89»
********************************************************************************
زبان رساى اسلام بود و مبین شریعت مصطفى(صلی الله علیه و آله).
با سخنانى حكیمانه، منطقى استوار، علمى سرشار، برگزیده روزگار به شمار مىآمد و ... بنده شایسته پروردگار.
در سالهاى سیاهى كه ابرهاى سلطه امویان، آسمان جهان اسلام را تاریك كرده بود و در سالهایى تیره تر، كه حكومت عباسیان، مسلمانان را به تیرگى نشانده بود.
او خورشید مدینه دین و دانش بود.
در میان این دو فصل سیاه و سرد و ابرآلود، چند صباحى كه خورشید وجودش از افق مكتب و مذهب تابید، اسلام و قرآن را جان بخشید.
او آبیارى نهال حق كرد تا این بذر ایمان پا گرفت و در افق اندیشه ها تابان شد.
دین به نام او زنده گشت.
درخت علم، در بوستان كلامش رویید و به برگ و بار نشست.
گلشن فضل، از چشمه دانش او سیراب شد.
كتاب فقه، با «الفباى صادقى» نگاشته گشت.
وقتى چشمه فضل و فقه و علم و كمال او مىجوشید، حسودان و عنودان؛ زبان به طعن مىگشودند و تیغ دشمنى بر مىكشیدند و پاى خصومت پیش مىگذاشتند.
ولى... كدام دانشور را مىتوان شناخت و نام برد كه از گنج دانش حضرت صادق علیه السلام بهره نبرده باشد؟
و كدام معلم را مىتوان یافت كه به اندازه او، تربیت یافته در مكتب عترت داشته باشد؟
حوزه هاى علمیه، نقش شاگردى او را به سر درهاى خویش نوشته اند.
فقیهان دین مدار، خوشهچین حدیث و حكمت صادقى اند.
آن چهار هزار گوش حكمت نیوش، كه از زبان این حجت خدا حدیث مىشنیدند و آن چهار هزار زبان و قلم كه به گفتن و نوشتن و ثبت و نشر حقایق دین از زبان او مىپرداختند، هر كدام منشورى بودند كه آن نورهاى تابان را در رواق اندیشه هاى بشرى مى تاباندند و آن معارف ناب و والا را از عرش بلند «علم لدنى» حضرتش، بر فرش كتابها و دفترها فرود مى آوردند.
خوشا به حال آن چهار هزار حكمت آموز محضرش!



به نام نامی دوست منم که دیده به دیدار دوست کردم باز